من اگه میتونستم این وبلاگ رو حذف میکردم. شاید خیلی وقت پیش. ولی دلم نمیاد چون من ۴سال با این وبلاگ زندگی کردم و به بخشی از وجودم تبدیل شده. توی این چندسال من وبلاگ زیاد داشتم. بیشترشونو حذف کردم. یه چندتایی روهم نگه داشتم. مثل این وبلاگ. که هیچوقت دلم نمیاد حذفش کنم. ولی صادقانه بگم دیگه راحت نیستم. یعنی از خیلی وقت پیش دیگه راحت نبودم ولی با این وجود سعی کردم بی اعتنا باشم به حرف این و اون... ولی آدم یه حدی داره... دیگه نمیتونم. دیگه نمیخوام اینجا مطلب بنویسم. حداقل تا یه مدتی. یه جای دیگه مینویسم. و دلم نمیخواد آدرسشو به هیشکی بدم. حتی به حسین و مازیار که خیلی بهم نزدیکن...
جالبه اینهمه این و اون کس و شعر مینویسن من یه بار نگفتم چرا اینو نوشتی... چرا اونو ننوشتی... چون شعورم میرسید که بدونم وبلاگ یه فضاییه که آدم هرچی دلش خواست میتونه توش بنویسه... حتما نباید مثل بعضیا اتفاقات روزمره شو بنویسه... وسیعه... به وسعت ذهن و فکر آدما...
آره... اینجوری بهتره. هم واسه خودم. هم واسه بعضی ها...
خداحافظ